مجله تفر یحی آموزشی

شعرهای ناب مناجات با امام حسین(ع) (جدید) Reviewed by Momizat on . شعرهای ناب مناجات با امام حسین(ع) (جدید) شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد رضا ناصری بیچاره آن دلی که به آهی خمار نیست وقتی اسیر لشکر زلف نگار نیست دنی شعرهای ناب مناجات با امام حسین(ع) (جدید) شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد رضا ناصری بیچاره آن دلی که به آهی خمار نیست وقتی اسیر لشکر زلف نگار نیست دنی Rating: 0

شعرهای ناب مناجات با امام حسین(ع) (جدید)

محبوب کن - فیس نما

شعرهای ناب مناجات با امام حسین(ع) (جدید)

images

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد رضا ناصری

بیچاره آن دلی که به آهی خمار نیست
وقتی اسیر لشکر زلف نگار نیست

دنیای بی حسین اسیر حوادث است  
دنیای بی حسین به کشتی سوار نیست

مارا به چوب مهر و محبت بزن حسین
دل سر به راه ترکه ی آموزگار نیست

حالش خوش است گریه کن بزم روضه ات
پرونده اش به دست کسی واگذار نیست

گریه زیاد کرده ام اما بدون شک
حالی شبیه گریه ی بی اختیار نیست

زلفی به باد دادی و عرشی ترین شدی
هرگز بیان روضه چنین آشکار نیست

****************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – رضا بیگی

تشنگی یاد کربلا دارم
با حسین است من بها دارم

مست و دیوانه ام ز جامت من
کن قبولم شوم غلامت من

بر  درت باز می شوم سائل
تا نگاهم کند ابوفاضل

سینه زن بهر ماتمت هستم
مات آن رقص پرچمت هستم

شهرِ بی هیئتت نمی ارزد
با وجودت دلم نمی لرزد

با وضو می کنم صدایت من
جان خود می کنم فدایت من

کاش می شد که محتشم باشم
خدمتت یک شبی حرم باشم

آیه ها کرده اند وصفت را
ای تو مضمونِ عقلِ شاعر ها

حسرتم…لحظه ای تو را دیدن
یا که یک بار…کربلا دیدن

بیمه ام کن..ببین که بیمارم
در حضورت دگر چه کم دارم

تا به قلبم کمی شعف دادی
اذن زیارت از نجف دادی

مست مستم… بهانه ام نامت
مرغ روحم اسیر در دامت

در حرم می شوم کبوتر من
جز هوایت نمی پرم اصلا

کاش می شد کمی سخن گویم
ذکر عطشان با محن گویم

*************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – حسین صیامی

دست دلم باز به دامان توست
منتظر جوشش احسان توست

گفت پیمبر به تو ای نور عین
جنت حق وقف محبان توست

غصه روزی نخورد هیچ کس
روزی ما دست گدایان توست

حاتم طایی شدن آسان بود
این کرم کوچکی از خوان توست

افضل الاعمال شب قدر من
گریه برای لب عطشان توست

حال مرا روضه دگرگون کند
باز گدا بی سر و سامان توست

ای گل از ساقه جدا تشنه لب
آب لبت آب بقا تشنه لب

در و گوهر از دهنت ریخته
همچو عقیق یمنت ریخته

مثل نقابی به روی قرص ماه
زلف شکن در شکنت ریخته

بر روی هر صفحه خاک بلا
عطر خوش پیرهنت ریخته

دشمن بی شرم تو دور و برت
تا که کند بی کفنت ریخته

مصحف صد پاره زینب شدی
گوشه گودال تنت ریخته

ضربه سر نیزه کجا خورد که
خون جگر از دهنت ریخته؟

ناله زهرا قتلوک حسین
وای بنی ذبحوک حسین

**************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – رضا باقریان

عذرخواهم در غمت حالم پریشان تر نشد
بیش از این، این چشم های تار، گریان تر نشد

صبح تا شب روزه باعث شد کمی عطشان شوم
ورنه با یاد تو این لبها که عطشان تر نشد

باز هم شرمنده ام آقا، اگرچه نوکرم
اعتقادم در حقوق تو مسلمان تر نشد

مانده ام با این همه غم زنده مانده نوکرت
یا چرا در ماتمت پاره گریبان تر نشد

روضه های قتلگاهت کار دستم داده است
یادم آمد یک نفر غیر تو عریان تر نشد

سخت با تیر و سنان و نیزه پرپر گشته ای
آه ای آقا مگر ذبح تو آسان تر نشد

زینت دوش نبی، جانم فدایت از چه رو
خنجری که بر گلویت خورد، بُراّن تر نشد

***************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد قاجار ( زائر )

سلام حضرت آقا گدا نمی خواهی؟
کنیز و نوکرِ بی ادعا نمی خواهی؟

فدای ذره ای از خاک کفشداریتان
برای خادمیت جان فدا نمی خواهی؟

تو را به جان عزیزت ردم مکن آقا
اسیر مفلس بی دست و پا نمی خواهی؟

در ازدحام گداها به شوق یک نظرت
نشسته ام به گدایی مرا نمی خواهی؟

ببین به پای تو در التماس افتادم
دل شکسته من را شما نمی خواهی؟

به جز تو بر دگری رو نمیزنم هرگز
مرا که بر تو شدم مبتلا نمی خواهی؟

رفیق سینه زنم در حرم به من میگفت
برای مادر پیرت شفا نمی خواهی؟

**************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – یاسر مسافر

چقدر تشنگی لحظه افطار خوش است
چقدر عرض ادب ساحت دلدار خوش است
 
سحر و نم نم باران و کمی حال دعا
اگر آن لحظه شود موعد دیدار خوش است

سر لیلی بنویسید سلامت بادا
سر مجنون بنویسید روی دار خوش است

درد اگر از غم هجران تو باشد بهتر
و به درمان نرسد عاشق بیمار خوش است

به سلامی به کلامی نفس غمگینی
گفتن از خشکی لب های رخ یار خوش است

دم افطار چقدر بغض گلو گیر من است
اصلا آن لحظه فقط ذکر علمدار خوش است

به همان دست علم گیر و همان مشک تهی
روز محشر اگر او هست خریدار خوش است

به همان خواهر مظلومه که آهش میگفت
دیدن اهل حرم بر سر بازار  خوش است

به تلظی علی اصغر ارباب قسم…
روزی کرب و بلا دست علمدار خوش است

**************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – اسماعیل شبرنگ

هرشب دل شکسته ی ما در هوای توست
در اعتکاف خیمه ی سبز عزای توست

من هرچه دارم از سر این سفره برده ام
آقا تمام بود و نبودم برای توست

از کودکی برای شما گریه می کنم
اصلاً زِ کودکی دل من مبتلای توست

حاتم به سائلی درَت فخر می کند
دست تمام عالم و آدم گدای توست

شش گوشه ی شما شده دارالقرار عشق
هرجا که می روم دل من زیر پای توست

آقا تو را به جان علی اکبرت قسم !
عمری تمام آرزویم کربلای توست

حالا بیا و درد دلم را دوا بده
إذن طواف مرقد شش گوشه را بده

***************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – پوریا باقری

کاش میشد بنویسند به روی کفنم
یکی از خون جگرانِ شَهِ عریانْ بَدَنم

کاش میشد که در این فیضِ شهادت طلبی
مقتلم سوریه میگشت ، بجای وطنم

مادرم را به عزایم بنشان جانِ خودت
تا ببیند وسطِ معرکه پَرپَر زدنم…

ادعا هست ، ولی حاجتِ قلبیِ من است
کاش همچون دهنت ، نیزه رَوَد در دهنم

میشود پیکرِ ما هم نرسد دستِ کسی؟
مثل ”جُوْن” ات ، برسانی تو خودت را به تَنَم…

هر کسی یار ندارد به خودش مربوط است
یارِ من باش حسین جان ، که گدای تو منم

وسطِ زینبیه… کرب و بلا… یا که بقیع
همه جا جار زنم: «عبدِ امامِ حسنم»

****************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – علی اکبر لطیفیان

قرار بود دمادم به پات غم بخورم
هر آنچه غصه نوشتند دم به دم بخورم

مرا بخاطر این عشق سرزنش کردند
بگو فراق ببینم، کنایه هم بخورم!؟

من عاشق تو شدم تا که آخر عمرى
شبیه زلف بهم خورده ات بهم بخورم

 شراب داد به من روزگار, لب نزدم
ولى تو زهر بده، قول میدهم بخورم

چقدر نامه نوشتم که دوستت دارم
ولى قبول نکردى، چرا؟ قسم بخورم؟!

لب و دهان مرا طعم باده میگیرد
اگر کنار تو چایى تازه دم بخورم

قلم بدست گرفتى مرا کنار نزن
مرا قلم کن و نگذار تا قلم بخورم

اگر قبول کنى نذر کرده ام پس از این
ناهار غصه بنوشم، و شام غم بخورم

بیا و سهم مرا کم نکن ز رزق لبت
طبیب گفته نباید زیاد کم بخورم

حرم حرم نکنم پس بگو چکار کنم
شده ست طالع من حسرت حرم بخورم….

**************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام –  مهدی رحیمی (زمستان)

مثل نماز، مثل دعا، صبح و ظهر و شام
ارباب را زدیم صدا صبح و ظهر و شام

ما لطف کرده ایم به خود بین روضه ها
ارباب لطف کرده به ما صبح و ظهر و شام

روضه به روضه گریهء ما فرق میکند
چون فرق بین نافله ها صبح و ظهر و شام

روزی سه بار از غم تو گریه میکنیم
با رخصت از امام رضا صبح و ظهر و شام

این روزهاست غصهء ما شام شام شام
همراه درد کرب و بلا صبح و ظهر و شام

دختر نشست پیش پدر گریه کرد و گفت
شلاق می زدند به ما صبح و ظهر و شام

یکبار ظهر کشت تو را شمر و با سرت
هر روز می کشند مرا صبح و ظهر و شام

**************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد قاجار

شب جمعه ست دلم کرببلا میخواهد
در حرم حال مناجات و بکا میخواهد

شب جمعه ست دلم شوق پریدن دارد
بوسه بر پهنه ی ایوان طلا میخواهد

حال و احوال دلم خوب نمیباشد چون
خفقان دارد و از عشق هوا میخواهد

آه ای کرببلا سخت تر از هجران چیست؟
دل من آمده در صحن تو جا میخواهد

اغنیا کعبه خود را به تو ترجیح دهند
کربلا، حضرت ارباب گدا میخواهد؟

روح مجروح من از نوح حرم کرده طلب
مرهمی مرحمتم کن که دوا میخواهد

تنگدستم ولی از برکت آقا شاهم
بی نیاز است ولی باز مرا میخواهد

***********

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – زنده یاد میثم کامیابی

من خاکم و ز خاک درت کیمیا شوم
فخرم همین بود که در این‌جا فنا شوم

گفتم فنا؟ فنا نبود در سرای تو
جان می‌دهم به راه تو کامل بقا شوم

گر خادمت نظر به دل این گدا کند
چون جبرئیل، حامل وحی خدا شوم

هردم هزار مرتبه مرگم کنم طلب
گر لحظه‌ای ز درگهت آقا جدا شوم

تا با توام به درد همه می‌شوم طبیب
اما بدون تو سبب هر بلا شوم

از شوق، صد زبان شده و حرف می‌زنم
در پاسخ دمی که ز سویت صدا شوم

بنشسته‌ام میان غلامان به این امید
شاید به پاسبانی صحنت سوا شوم

قلبم قسی شده ز گناهان بی‌شمار
آیا شود به دست تو پاک از خطا شوم؟

دوری کربلا شده عقده میان دل
 خوب است با تو زائر کرببلا شوم

کن یک دعا که صاحب ما از سفر رسد
                    …. (نا تمام ماند و رفت )

شادی روحش صلوات

***************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – جعفر ابوالفتحی و محمدحسن بیات لو

بهر جارو زدن صحن تو مژگان داریم
جگر  پاره ز داغ  تو  به دندان داریم

مو پریشان شده ی زلف پریشان توایم
ما  در آشفتگی عشق تو سامان داریم

منت از دست طبیبان نکشیدیم دمی
چون به دستان شفابخش تو ایمان داریم

جانمان خرج عزایت نشود می میریم
ما فقط بین حسینیه به تن جان داریم

همه چشمیم ، بنه پا ، به خدا دلتنگیم
چند یعقوب در این کلبه ی احزان داریم

ما شنیدیم برات حرمت دست رضاست
انتظار نگه از شاه خراسان داریم

کرم  دست  تو  بدجور  گدا می طلبد
بی سبب نیست اگر میل کریمان داریم

نام تو برده شد و مادرت از راه رسید
رفقا  جمع  بشینید  که  مهمان  داریم

بخدا حسرت هر طائر قدسی ست رفیق
شور وحالی که دراین روضه ی رضوان داریم

***************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد قانع

آمدم تا غلامتان باشم
کفتر روی بامتان باشم

گفتم آقا سلام،منتظره
یک علیک السلامتان باشم

تو و اولاد تو همه شاهند
من غلام تمامتان باشم

نکنی رد مرا ازین خانه…
شاید آقا به کامتان باشم

سردرِ قلب من نوشته حسین
به گمانم به نامتان باشم

کم نباشد زکعبه شش گوشه
مست بیت الحرامتان باشم

گفتی آقا که کشته ی اشکی
کشته ی این کلامتان باشم

کار تو جودو عادتت احسان
من اسیر مرامتان باشم

نروم از درت به جایی من
چون گرفتار دامتان باشم

خرجیم دست خانواده ی توست
من بدهکار وامتان باشم

ساغرت هیئت و مِی ات روضه
مست صهبای جامتان باشم

روی تو صبح و موی تو شام
زنده ی صبح و شامتان باشم

رحمت حق به شاعران قدیم
کشته ی برمشامتان… باشم

روزو شب فکر کربلای توئم
بی قرارِ مدامتان باشم..

****************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – سید مهدی وزیری

عطشان و با دهان ترک خورده ات بخوان:
” از آب هم مضایقه کردند کوفیان “

باران گرفت و قطره ی آبی به ما رسید
لعنت به این ضیافت و تبعیض آسمان

سخت است تشنه باشی و هی دست و پا زنی
چیزی شبیه مرگ و تقلای ماهیان

این دست و پا زدن به خدا سخت تر شود
آبی اگر نداشته باشی در این میان

آب است مهر مادر این تشنه ی غریب
آیا که نیست سهم پسر، مهر مادران؟

با حزن و غم بگو دم افطار چند بار:
” از آب هم مضایقه کردند کوفیان “

****************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – محمد حسن بیات لو

پای هرروضه ی توگریه نمودن زیباست
از  گدایان  سر  کوی  تو بودن زیباست

جز در خانه ی تو هیچ کجا بهتر نیست
نوکر هیچ کسی جز تو نبودن زیباست

داشت فطرس به تمامی ملائک میگفت
در حوالی  حرم  بال گشودن زیباست

هرکه را طبع روان است به آن میگویم
بر تو و کرببلا شعر سرودن زیباست

هیچ کس مثل تو محبوب دل عالم نیست
هرکه دیوانه ی عشق تو نشد آدم نیست

**************

شعر مناجات با امام حسین علیه السلام – مرحوم استاد حمید سبزواری

تا گردش زمانه و لیل و نهار هست
نام حسین هست و حسینی شعار هست

این نام پرشکوه بر اوراق روزگار
جاوید هست تا ورق روزگار هست

تا در دلی ز شوق حقیقت زبانه‌ای است
زین حق پرست در همه جا، حق‌گزار هست

تا موج می‌خروشد و تا بحر می‌تپد
یاد از خروش او به صف کارزار هست

تا سر زند سپیده و تا بشکفد سحر
خورشید روی او به جهان آشکار هست

تا عدل هست، رایت او هر طرف به پاست
تا ظلم هست، نهضت او استوار هست

تا در زمانه رسم یزید است برقرار
سودای دادخواهی او برقرار هست

تا لاله سر زند زگریبان کوهسار
دل‌ها زداغ اصغر او، داغدار هست

ای برترین شهید که هر کس خدای را
با چشم دل شناخت تو را دوستدار هست

هرگز مباد خاطر ما خالی از غمت
تا گردش زمانه و لیل و نهار هست

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

بازگشت به بالا