مجله تفر یحی آموزشی

اشعار ناب و جدید مناجات با امام حسین(ع) ویژه محرم Reviewed by Momizat on . اشعار ناب و جدید مناجات با امام حسین(ع) ویژه محرم اشعار مخصوص مناجات با امام حسین(ع) که محبوب مدیحه سرایان و مداحان عزیز هست . در این مجموعه سعی شده زیباترین و اشعار ناب و جدید مناجات با امام حسین(ع) ویژه محرم اشعار مخصوص مناجات با امام حسین(ع) که محبوب مدیحه سرایان و مداحان عزیز هست . در این مجموعه سعی شده زیباترین و Rating: 0

اشعار ناب و جدید مناجات با امام حسین(ع) ویژه محرم

محبوب کن - فیس نما

اشعار ناب و جدید مناجات با امام حسین(ع) ویژه محرم

اشعار مخصوص مناجات با امام حسین(ع) که محبوب مدیحه سرایان و مداحان عزیز هست . در این مجموعه سعی شده زیباترین و جدیدترین اشعار رو جمع آوری کنیم که امیدوارم بنده حقیر رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نزارید.

۸۷۸۷۸۷

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – حسین قربانچه

خانه ای که سر در آن جای چوب پرچم است
چارچوبش تکیه گاه بانویی قامت خم است

هم چو سلمان اندرونی رفتن این خانه ها
رزق هر کس نیست حرف محرم و نامحرم است

خرج این روضه گرفتن از جگرها میرسد
نوکری با خون دل خوردن همیشه توأم است

این که ما نوکر شدیم از ربنای مادر است
مثل عیسی که عروجش از دعای مریم است

دست من که نیست نامت گریه در می آورد
کار خورشید است این که روی هر گل شبنم است

یا حسینِ سینه زن جانم حسین فاطمه ست
در قرار سینه زن ها پاسخ دم با دم است

خوب و بد را می خرند این است رسم کربلا
تلخی چای عراق و شهد شکر با هم است

دستْ از این دامن کشیدن تیرگی می آورد
خوش به حال آن که چنگ التماسش محکم است

بابت هر روضه ای از روضه های کربلا
باید از جان هم گذشت اما بضاعت ها کم است

***************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – محمد حسن بیات لو

میخواستم برای تو باشم ولی نشد
کنج حرم گدای تو باشم ولی نشد

میخواستم که یک شب جمعه به سرزنان
مهمان کربلای تو باشم ولی نشد

میخواستم به نیت مرهم گذاشتن
گریه کن عزای تو باشم ولی نشد

میخواستم کبوتر جلد حرم شوم
بر گنبد طلای تو باشم ولی نشد

میخواستم که دل ببرم از دل همه
تا این که آشنای تو باشم ولی نشد

میخواستم که رو نزنم برکسی-فقط
ریزه خور سرای تو باشم ولی نشد

میخواستم مقابل لطف و کرامتت
شرمنده ی عطای تو باشم ولی نشد

میخواستم برای حسینیه های شهر
بانی روضه های تو باشم ولی نشد

میخواستم برای رسیدن به آسمان
دنبال رد پای تو باشم ولی نشد

میخواستم که اشک بریزم که مورد
بخشایش خدای تو باشم ولی نشد

میخواستم که با دل سنگی ام عاقبت
کاشی زیر پای تو باشم ولی نشد

میخواستم که در ته گودال قتلگاه
آقای من به جای تو باشم ولی نشد

میخواستم که لحظه ی تقطیع پیکرت
در دومین هجای تو باشم ولی نشد

***

سوگند میخورم ز بهشت خدا سر است
آن بقعه ای که مرقد آقای بی سر است

ای کاش قسمتم بشود چون شنیده ام
شبهای جمعه کرب وبلا دیدنی تر است

*******************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – بهنام فرشی

من خانه زاد خانه و کاشانه ی توام
از کودکی دخیل عزاخانه ی توام

اینجا تب مقایسه ی عقل و عشق نیست
پس شاکرم حسین که دیوانه ی توام

ممزوج گشته اشک من و چای روضه ات
مدیون این شراب ز میخانه ی توام

زلف دلم اگر چه پریشان شده ولی
امیدوار مرحمت شانه ی توام

گر روز و شب ز داغ غمت گریه میکنم
مرهون لطف مادر فرزانه ی توام

پیراهن عزای مرا او بریده است
او شمع راه گشته که پروانه ی توام

پای پیاده،سمت حرم،روز اربعین
چشم انتظار دعوت شاهانه ی توام

زاهد بهشت میطلبد در عزایتان
من هم خراب روضه ی ویرانه ی توام

فرشی نظر به دست شما دوخت از ازل
گوید خمار باده و پیمانه ی توام

**************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – سعید مرادی

دل آشفته ی ما شیفته ی کرببلاست
عاشق مرقد شش گوشه و ایوان طلاست

رحمت واسعه من نوکر دربار توأم
حرم محترمت آینه ی عرش خداست

سجده بر تربت تو وقت سحر می چسبد
دل سرگشته من خاک کف پای شماست

شهره ی شهر شدم شاه شهید ادرکنی
دل من دربه در روضه شاه شهداست

حرم و قبله و محراب فدای حرمت
حُرمت مرقد تو بیشتر از سعی و صفاست

دردمندیم و پی نسخه درمان نرویم
خاک بین الحرمین تو به هر درد دواست

حضرت شاه تو اربابی و من بنده تو
علق خلق جهان نوکری آل عباست

روی سنگ لحد من بنویسید حسین
روضه های تو امید دل هر اهل بُکاست

من شنیدم که لبه تشنه شهیدت کردند
زینت جنت الأعلای خدا شال عزاست

من شنیدم وسط معرکه گیر افتادی
خون رگهای شما زینت صحرای بلاست

خواهرت دید که جسم تو بهم ریخته بود
روضه خوان غم تو همسر شاه دوسراست

*************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – محسن حنیفی

در حرم پیچید عطر سیب زائر فیض برد
هر کسی در بارگاهت بود حاضر فیض برد

با بیان روضه‌هایت پلک من هم خیس شد
چشمهایم چون زمین خشک و بایر فیض برد

قطره‌های خون تو سهم زمین شد بیشتر
بیشتر از آسمانها خاک حائر فیض برد

منبرت شد گاه روی نیزه، گاهی بین طشت
خواهرت با گریه پای این منابر فیض برد

بر تن عریان تو این بیتها مرثیه خواند
اشکهای مادرت تا ریخت، شاعر فیض برد

بین اصحابت دو دفعه جان به تو تقدیم کرد
بیشتر یعنی، حبیب بن مظاهر فیض برد

گرم در آغوش تو، بیش از طلاهای ضریح
بوریای کهنۀ بیت عشائر فیض برد

*****************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – احسان تبریزیان

روز بدون روضه زمان عزای ماست
مردن میان روضه یتان از خدای ماست

هر کس گدای درگهتان شد امیر شد
شاهان عالمیم و دو عالم گدای ماست

زشت است گر که تشنه مهر کسی شویم
وقتی محبت تو، حسین جان! برای ماست

وقتی که یاد نام تو کردن عبادت است
هر ذکر “یا حسین” همان ربنای ماست

دوریم از حریم تو اما خوشیم چون
این قلب نیست بلکه همان کربلای ماست

سرهای عاشقان همه نذر قدومتان
آری فدایی تو شدن از خدای ماست

*************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – جعفر ابو الفتحی

میان سینه به جسمم دوباره جان دادند
همینکه گنبد زرد تو را نشان دادند

توان طی طریقت نبود در جانم
فرشته گفت: ” رقیه”… به من توان دادند

برای اینکه نبودم به فکر دانه و آب
به این کبوتر دلخسته آسمان دادند

همه به جرعه ای از باده اکتفا کردند
ولی به دست دل من دو استکان دادند

دلم ، مکاشفه ایی   کرد و دید در صحن است
به زیر قبه رسیدم … مرا تکان دادند

همین که گفت “حسینم حسین ” دانستم
چه آتشی به نفس های روضه خوان دادند

پس از بریدن سر از قفا ، سرت را در
میان توبره تحویل به “سنان” دادند

چه می شود که ببینم به یمن آمدنت
موکلان جهنم مرا امان دادند

برای ما ننوشتند حب دنیا را
هزار شکر که آن را به این و آن دادند

*******************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – روح الله دانش

از نام توست در همه جا جاریم هنوز
با یاد تو ز  کفر  و  گنه عاریم هنوز

من از گذشته گریه کن روضه های تو
مشغول گریه ها و غم و زاریم هنوز

من را جدا ز کارگران درت مکن
آقا قسم به جان شما کاریم هنوز

باشد سوال من ز تو ای مهجبین من
آیا مرا تو در نظرت داریم هنوز ؟

در وقت گریه پیش تو پربار میشوم
اینجا کنار دست تو عماریم هنوز

***************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – رحمان نوازنی

هیئت” بهشت خانه” سر سبز ایل ماست
که در کنار زمزمه رود نیل ماست

اینجا دل شکسته حرم دارد و حسین
اینجا کبوتر ِدل ما جبرییل ماست

اینجا که دسته دسته به پرواز می رسیم
صحن حیات کرببلای اصیل ماست

اینجا دلیل آمدن ما حسین بود
پس هیئتش حسینه ها ی دلیل ماست

تطهیر ما بس است به یک قطره اشک تو
این ازطهوربودن آب قلیل ماست

ما هم شبیه خواهر او گریه می کنیم
این کشته فتاده به هامون قتیل ماست

***************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – سعید مرادی

در نهانخانه دل محرم اسرار تویی
نور عرش ازلی مطلع انوار تویی

پسر فاطمه ای پادشه کربوبلا
هستی زینبی و سید احرار تویی

خاک پای تو شفابخش دل سینه زنان
روح و ریحان علی معنی ایثار تویی

حضرت آیه تطهیر کریم بن کریم
علت شأن نزول اولی الأبصار تویی

ازهمان روز ازل دل ب تو دادم ارباب
علت خلقت این گنبد دوار تویی

دل و دین بردی و دل خانه خراب توشده
مالک ملک بقا دلبر و دلدار تویی

ای دبیر شرف مکتب توحید حسین
دومین ذریه ی حیدر کرار تویی

ساقی میکده ی عزت و ایمان و صفا
وارث منزلت احمد مختار تویی

ای سلیمان گلستان شهادت ارباب
جلوه حُسن خدا ماه شب تار تویی

بر سر نیزه سرت رفت و تنت عریان شد
گل خونین بدن گلشن اطهار تویی

******************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – رضا باقریان

با جرم بی حساب و سراپای سوخته
پر می زنیم سمت حرم های سوخته

پر می زنیم تا حرم کربلایی ات
ای سر بریده ی غم عظمای سوخته

آقا سلام بر لب عطشان و زخمی ات
آه ای غریب، ای جگر و نای سوخته

در قتلگاه بر تو و اطفالت ای حسین
رحمی نکرد لشگر اعدای سوخته

حتی همان زمان که لبت شعله میکشید
شد تشنه ی لبان تو دریای سوخته

افتادی و رمق ز تنت نیزه ای گرفت
بر سینه ات نشست رد پای سوخته

یک تیغ کُند، بوسه گه حنجر تو شد
ای روشنای هر شب دنیای سوخته

ای وای بر رباب و سر شیرخواره اش
ای وای بر رقیه و موهای سوخته

************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – رضا باقریان

مثل شمعی آب باید گشت پای روضه ات
بال باید زد دمادم در هوای روضه ات

اعتقاد ما دوچندان می شود در تکیه ها
رزق ما را می دهد اشک عزای روضه ات

خادمینت اکثراً ریزه خوران اکبرند
خیر و برکت می رسد پایین پای روضه ات

گریه های مادرت شبهای جمعه می دهد
عطر و بوی کربلا را در فضای روضه ات

با همان دست کبودش فاطمه روز ازل
نام ما ها را که بنوشته گدای روضه ات

تا که بوی سیب از صحن و سرایت می وزد
روضه بر پا می شود در کربلای روضه ات

گیسوان تو پریشان شد به دست قاتلت
مو پریشان کرده ما را ماجرای روضه ات

تو زمین خوردی که ما با اشک پاکیزه شویم
آه، ای شاه زمین خورده فدای روضه ات

خواهرت از خیمه گه تا قتلگه دامن کشان
بر زمین می خورد با هر وای وایِ روضه ات

*******************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – محسن حنیفی

من را دوباره راهی تا قبر او کنید
از باب قبله با حرمش رو به رو کنید

جز لحظه‌های مویه بر او قیمتی نداشت
گر شرح زندگی مرا مو به مو کنید

هنگام دفن کردن من نوحه دم دهید
چشم مرا به مرثیه صاحب سبو کنید

بعد از وفات بر سر خاکم نایستید
در خاک کربلا بدنم جستجو کنید

او روز حشر با تن بی‌سر که می‌رسد
من را ذبیح مقدم او از گلو کنید

یک روز می‌رسد همه اهل حسینیه
در ظّل عرش با خود او گفتگو کنید

**************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – صامره حبیبی

یک روز رسیدن به تو رویای من این است
هربار فقط از تو تمنای من این است

ای کاش به دستت برسد عرض سلامم
یک عمر ازاین حنجره آوای من این است

با بردن نام تو دلم رفع عطش کرد
هنگام سحر روزی لبهای من این است

مدیون توو تربت اعلای تو هستم
بیمارم و دور از تو مداوای من این است

چشم از همه بستم که تو را خوب ببینم
چون عاشقم و راه تماشای من این است

در حسرت شش گوشه شدم بی سر و سامان
القصه که از غصه سراپای من این است

از شوق زیارت شده ام خادم هیأت
یک روز رسیدن به تو رویای من این است

**************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – محمد جواد پرچمی

در مسیر خانۀ لیلا ز جان باید گذشت
تا وصال یار از صد امتحان باید گذشت

به ابی انت و امی چونکه گفتی بر حسین
دیگر از فرزند و مال و خانمان باید گذشت

در طریق کعبه باید با مغیلان سر کنی
پس دگر از طعنه های این و آن باید گذشت

هر که شد گمنام تر ، زهرا خریدارش شود
بر در این خانه ، از نام و نشان باید گذشت

دل فقط جای حسین است و حسین است و حسین
از هر آنچه غیر او در این جهان باید گذشت

ابر اگر باران نبارد ، سایه می خواهم چکار
واقعآ از چشم بی اشک روان ، باید گذشت

حمد و سوره بر سر قبر محبانش نخوان
از مزار سینه زن ، سینه زنان باید گذشت

*************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – مهدی رحیمی

یکدفعه عاشقم شد و کم کم مرا خرید
زیبا و زشت هرچه که بودم مرا خرید

مانند «جون»قبل محرم شدم غلام
مانند«عون» بعد محرم مرا خرید

هرجا رسید من ولی اورا فروختم
هرجا رسید او ولی از دم مرا خرید

وقتی که عالِمِ دوسه شب گریه اش شدم
ازاینهمه مرید در عالَم، مرا خرید

ارباب من به قیمت بالای آن تنور
از شعله های داغ جهنم مرا خرید

ازخویشتن گرفت دلم را به روضه داد
ارباب هم فروخت مرا هم مرا خرید

***************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – مرحوم نادعلی کربلایی

هر دلی جای تو دلدار نباشد ؛ دل نیست
با تو هر دل که بود زندگیش مشکل نیست

حاصل عقل بُود عشق و جنون میوه ی اوست
هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست

ای امید دل غمدیده ی مردان خدایی
از خدا دور بود هر که به تو واصل نیست

به جنان مایلم از این که تو در آنجایی
بی تو بر جنت و فردوس دلم مایل نیست

حاضرم جان بدهم بهر تو اما چه کنم
لایق شأن تو این هدیه ی ناقابل نیست

هر کسی حاصلی از عمر گرانمایه برد
من آلوده به جز مهر توام حاصل نیست

” کربلایی ” همه با ذکر تو شاد است دلش
بی تو گر ساکن جنت بشود خوشدل نیست

*************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – علی اکبر لطیفیان

بر روی دستم غیر خاکستر نیاوردم
شرمنده ام حالا که بال و پر نیاوردم

تو بی محلی کردی و من ریختم در خود
اما صدایش را همیشه در نیاوردم

من به شما یک جان ناقابل بدهکارم
چیزی از این بهتر نبود آخر نیاوردم

از چه مرا در پشت این در معطلم کردی
اصلاً شما گفتید سر من سر نیاوردم ؟!

کار خودش را کرد آن یک بار دل دادن
یک بار دل آوردم و دیگر نیاوردم

تکلیف دیوانه بلاتکلیفی اش باشد
من نیز تکلیفی از این بهتر نیاوردم

من هر که را آوردم اینجا از غلامان شد
یعنی در این خانه به جز نوکر نیاوردم

این خانواده نوکرانش محترم هستند
من بی طهارت نامی از قنبر نیاوردم

کوه گناهی را به کاهی گاه می بخشند
آخر من از کار شما سر در نیاوردم

خیلی دلش می خواست یک شب کربلا باشم
من آرزوی مادرم را برنیاوردم

***************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – سعید مرادی

دوباره عطر تو پیچیده در هوای دلم
اسیر درد توهستم تویی دوای دلم

صفا گرفته دلم بین روضه های شما
تویی که قبله ی جانی تویی صفای دلم

بیا بخر دل مارا که بی تو ناچیزم
تویی امام کریم و تویی بهای دلم

نظر نما که نظیر تو نیست در عالم
تویی که خون خدایی و خونبهای دلم

نوشته نام تورا روی صفحه ی قلبم
به خط سرخ شهادت خدا خدای دلم

میان سجده به خاک تو سر فرود آرم
تویی تمام مناجات و هم دعای دلم

منم که سرخوشم از عطر سیب شش گوشه
تویی که بنده نوازی و آشنای دلم

منم که سینه زدم گریه کردم آقاجان
تویی که نور خدایی به جای جای دلم

منم که لحظه ب لحظه تورا صدا کردم
تویی که میشنوی گریه و صدای دلم

منم که منتظرم لحظه های جان دادن
تویی که مژده ی وصلی به گریه های دلم

منم که زیر لحد روضه میکنم برپا
تویی که میشنوی روضه و نوای دلم

منم که صحنه ی محشر پی تو میگردم
تویی که خط امانی به هر خطای دلم

منم که دست توسل زدم به درگاهت
تویی طبیب دل من تویی شفای دلم

************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – سعید مرادی

عاشقم عاشق ترم کن آتشم خاکسترم کن
تشنه آب فراتم شاه عطشان باورم کن

بنده ای شرمنده هستم سائلی درمانده هستم
در کنار صحن سقا روضه خوان اصغرم کن

ساقیا بی خود ز خویشم گوشه ای تنها نشینم
حسرت شش گوشه دارم میهمان اکبرم کن

در به در چون باد صحرا سر به سر چون موج دریا
در کنار نهر علقم سینه زن تا محشرم کن

دل سراپا شور و غوغا سینه لبریز تمنا
در میان زائرانت خاک پای مادرم کن

دُره دریای شرافت مظهر جود و سخاوت
از کرامت یابن زهرا غرق در خون پیکرم کن

رهبر سرخ تولی صاحب عرش معلی
با نگاه چشم مستت تشنه یک ساغرم کن

***************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – حسن کردی

بالاترین عبادت ما کار نوکری ست
نوکر شدن زمینه ی فردای بهتری ست

ما سال ها اسیر کمالات دلبریم
او قرن ها مدرس احساس دلبری ست

من عِرق خانوادگی ام روضه های اوست
او شآن خانوادگی اش ذره پروری ست

شغل شریف زندگی ام کفشداری است
این عشق یادگار من از ارث مادری ست

با اشک روضه اش به مقامات میرسند
عشق حسین لازمه ی هر پیمبری ست

گریه کنان او همه از یک قبیله اند
قانون این قبیله حسینی و حیدری ست

با هر کسی که دست اخوت نمیدهیم
عشق حسینِ فاطمه شرط برادری ست

**************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – مجتبی نجیمی

این دل به یک گوشه نگاه شما خوش است
در بین عالمین به این روضه ها خوش است

جایی ندارد و همه جا هم نمی رود
تنها به یک زیارت کرب و بلا خوش است

از غصه هایتان دلمان غصه دار شد
شرمنده ایم از این که به این گریه ها خوش است

اخر مرا می کشد این دوری از شما
قلبم به یک زیارت موسی الرضا خوش است

مولای من محبت خود را زمن مگیر
با این مدال قلب و دل نوکرا خوش است

************

شعر مناجات با ابا عبدالله الحسین علیه السلام – محمد جواد شیرازی

شب جمعه است…هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی
از فراق تو شکایت نکنم می میرم

سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است
سجده بر تربت پایت نکنم می میرم

دوریت درد من و نام تو درمان من است
تا خود صبح صدایت نکنم می میرم

به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم
هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم

“وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد
من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم”

جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم… می میرم!

شعرهایم همگی درد فراق است… ببخش
صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم

****************

منبع:www.hulma.ir

ارسال یک دیدگاه

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

بازگشت به بالا